نسیم بهشتی
ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

 راستش اوضاع و احوال آنقدرها هم که در مطلب قبلی نوشته بودم بد نیست!! به نظر من آدمیزاد مثل پیاز میماند. پر است از لایه های کیپ و به هم چسبیده. این حال و هوا فقط مختص یکی از این لایه های من است و در بقیه شور و نشاط زندگی جاری است. مخصوصا لایه جدید که باعث شده هوای خانواده منتظر بهاری شود و بوی خوش و دل انگیز زندگی تمامی لایه ها دیگر را فرا بگیرد و آنها را تحت تأثیر خود قرار دهد. نعمت فرزند از الطاف بی شمار الهی است که دردسرها و شیرینیهای فراوان دارد. از طرفی محدودیتهای جدیدی است که آزادیهای گذشته را در غل و زنجیر می‌کند و از طرفی نسیم بهشتی است که بر دلهای زمینی و سیاهمان می‌وزد. برای ما که به احتمال قریب به یقین بهشت موعود را نخواهیم دید، همین شمه و رشحه هم غنیمت است و روحبخش.

با همه این خوشیها، نوزاد سختیها و گرفتاریهای خاص خودش را دارد که البته با وجود بچه اول مضاعف میشود. شب بیداریها، مراقبتهای روزانه، نخوابیدنها، دلپیچه‌ها، کارنکردن شکم و ... هر کدام برای خود داستانی مفصل دارد که عموماً همه مادرها و شاید هم کمی پدرها با آن درگیرند.

هیچ شکی در سختی بچه داری و تروخشک کردن بچه خصوصا اگر دوتا باشند نیست! اما مدیریت زمان و برنامه ریزی دقیق باعث میشود به همه کارها رسیدگی شود که البته در مورد من صدق نمی‌کند! از مدیریت فقط مدرک لیسانس پیام نورش رادارم و بس!! خلاصه اینکه من و همسر و پسریزرگ و دختر کوچک! در کنار هم خوشیم و شاید یکجورهایی همدیگر را تحمل می‌کنیم تا بچه‌ها کمی بزرگتر شوند!! شاید، شاید، شاید گوش شیطان کر اوضاع بهتر شود!