تفسیر سلام‌های نماز
ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٥ تیر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

امام رضا ـ علیه السّلام ـ در بیان فلسفه این که چرا سلام تحلیل نماز است؟ در جواب کسی که از ایشان پرسید: چرا خداوند سلام را تحلیل نماز قرار داده و چرا به جای آن، تکبیر و تسبیح یا چیز دیگری قرار نداد؟ فرمود: چون وقتی نمازگزار خواست شروع به نماز کند، کلام مخلوقین را بر خود حرام کرد و توجّه به خدا و خالق کرد؛ امّا تحلیل نماز به کلام مخلوقین است و انتقال به طرف مخلوقین است و اولین چیزی که انسان‌ها می‌گویند سلام است. 

به این سر و معنا هم عرفاء اشاره کرده‌اند؛ از جمله امام خمینی (ره) می‌فرماید: چون نمازگزار از مقام سجود که سرّ سجود فناء است به خود آمد و حالت هوشیاری به او دست داد و از حال غیبت خلق به حال حضور، رجوع کرد، به موجودات سلام می‌دهد، سلام کسی که از سفر و غیبت برگشته است، پس از این رجوع، اول به نبی اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ سلام می‌دهد و بعد از آن، به اعیان دیگر موجودات و جمیع ملائکه خدا و انبیاء و مرسلین که در این سفر همراه او بودند سلام می‌کند و سلامت آنها را از خدا تقاضا می‌کند،... بعد می‌فرماید: کسی که در نماز غایب از خلق نبوده و مسافر الی الله نبوده برای او سلام حقیقت ندارد و جز لقلقة لسان چیزی نبوده... و اگر در نماز که حقیقت معراج است عروجی حاصل نشد و از بیت نفس خارج نشده سلام برای او نیست.

نهایتا علی شریعتی در این خصوص چنین گفته است:

در تلاشی که انسان برای برای مقابله برای تنهایی می کند، یکی از عوامل برای درست کردن ضد تنهایی « سلام های نماز » است. این سه سلام مکانیسم عجیبی در پرکردن خلأ و در نفی تنهایی ودر راندن تنهایی دارد.
اولین کاری که سلام می کند و اولین نقشی که  دارد، احضار کسی است که  مخاطب سلام شماست. امکان ندارد که شما به فرد غائب،  به آدمی که نیست، به کسی که نیست ، سلام کنید. در آن فضایی که هیچ رابطه ای با هیچ کس ندارید، سلام شما را در یک رابطه  مستقیم با یک مخاطب حی و حاضر که جلوی تان نشسته است ، در اتاقتان حضور دارد، قرار می دهد، و این،  تنهایی را محدود می کند و یا آن را از بین می برد.
این سه تا سلام سه تا احضار است،  به سه مخاطب.
سلام اول، پیغمبر و نبی را احضار می کند، یعنی سلول زندان از حضور نبی پر می شود. نبی، سرچشمه ی همه ی اعتقادات و همه ی ایمان و همه ی پیوندها و احساس های من است.
سلام دوم خود دو بخش است، یعنی دو سلام است. با سلام دوم، تمام حزب و جمعیت خود را به اینجا آوردم و نشاندم. همچنین با همه انسانهای پاک کردار و پاک اعتقاد و صالح و مصلح، در هر گوشه یی از این زمین و زمان، رابطه برقرار می کنم.
در سلام آخر، من یک رابطه ی وجودی با هستی پیدا می کنم، با همه ی جهان با نیروها و آگاهی ها و شعورها و دست اندرکارهایی که در راه حقیقت کلی هستی، به طرف خداوند حرکت می کنند.
در شگفتم که سلام آغاز هر دیداریست، ولی در نماز پایان است . شاید این بدین معناست که پایان نماز ، آغاز دیدار است.


 
سیاست خارجی
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

یکی از مهمترین چالشهای فراروی هر دولت، سیاست خارجی و تعامل با کشورهای تأثیرگزار دنیا بخصوص کشورهای همسایه و منطقه می‌باشد. برخی از عوامل تشکیل‌دهنده این ساختار قوانین رایج و عرف و برخی دیگر با توجه به دین و آیین ما تعریف شده‌اند. از دید ناظر بیرونی ابهت و اقتدار کشورها به عملکرد آن کشور در چارچوب این ساختار بستگی دارد. هر چه اشتباهات و خرابکاریها کمتر باشد نمره بالاتر و عملکرد مطلوب‌تر است.

شاید پرچالش‌ترین و آشفته‌ترین عملکرد کشوری در حوزه سیاست خارجی مربوط به ایران باشد. تصمیمات بدون در نظر گرفتن آن ساختار منطقی و سیاستهای کلان گرفته شده و در مسیر اجرا هیچگونه بازخورد که منتج به انعطاف و یا تغییر جزئی سیاست‌گذاری شود وجود ندارد. کشوری امسال دوست ماست و به نفع ما رأی می‌دهد و سال دیگر ممتنع و سپس دشمن می‌شود. انگار نه انگار که ما دو سال پیش خوشحال و شادمان با برزیل و ترکیه پای میز نشستیم و توافقات هسته‌ای امضا کردیم. همان ترکیه‌ای که با دولت اسلامی بر سالها حکومت نظامی سکولار پایان داد و باعث عزت و اقتدار مسلمانانش شد. ما حتی از پس مسئله ساده و پیش پا افتاده اشتباه دبیر سفارت ایران در برزیل هم برنیامدیم و پس از کلی فرصت‌سوزی و تبلیغات منفی نهایتا برخورد و تنبیه صورت گرفت. از طرفی کانتینری پر از اسلحه در کشوری آفریقایی کشف می‌شود و می‌گویند مالک آن شرکتی متصل به سپاه است و عکس‌العمل آقایان بیشتر شبیه کودک بازیگوشی است که اشتباهاتش یکی یکی لو می‌رود!! در حرف و شعار همه از وحدت سنی و شیعه می‌گویند ولی در عمل این وضع رابطه ما با کشورهای همسایه عربی است. سایه همدیگر با با تیر می‌زنیم و به خون هم تشنه‌ایم. از تحولات فلسطین و مذاکرات و توافقات حماس و دولت مستقل هم که عقب افتاده و عملاً صحنه‌گردانان کسان دیگر شده اند و ما را آدم حساب نمی‌کنند.

نهایتاً اینکه مشخص نیست کشورهایی که هم‌اکنون بر اساس منافع مادی و منافع مردمشان هنوز با ما رابطه دارند، سال دیگر هنوز دوست ما هستند یا خیر؟؟ و آیا از دید ناظر بی‌طرف خارجی آیا همچنان سیاست خارجی ما بر اساس عزت و اقتدار دولت اسلامی و ملت ایران است یا خیر؟؟