انتخابات 1
ساعت ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

امروز که سری به سایتها خبری زدم نقل قولها و مقالاتی دیدم و هوس کردم در این پست کپی کنم. شاید چند صباحی بعد در صورت فیلترنشدنمان توسط سربازان گمنام و بانام! رجعت کردیم و خواندیم و صفا کردیم!!! البته موارد بیشتر از اینها بود که مجبور به گلچین شدم!

عصر ایران 25/2/92:

"... اگر امروز احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور، به خود حق می دهد که از یک کاندیدا حمایت کند، به این خاطر است که چهار سال قبل، برخی اعضای شورای نگهبان علناً از یک کاندیدا به نام احمدی نژاد اعلام حمایت کردند و کسی هم متعرض آنها نشد. بنابراین چرا احمدی نژاد آن کار خلاف را این بار خودش انجام ندهد؟!
اگر آن زمان، با آن قانون‌شکنی‌ها برخورد می‌شد امروز شاهد چنین وضعیتی نبودیم.
احمدی نژاد امروز، نه فقط یک "قانون شکن"، که "محصول قانون‌شکنی"های دیروز است."

عصر ایران 25/2/92:

"... بر این اساس، باید گفت که رحیمی و جوانفکر کنار کشیدند تا دولت در این انتخابات "تک‌کاندیدایی" باشد. تک‌کاندیدایی بودن دولت، توان احمدی‌نژاد را برای چانه‌زنی، در صورت رد صلاحیت مشایی، افزایش می‌دهد.
یعنی اگر مشایی رد صلاحیت شود، احمدی‌نژاد در چانه‌زنی برای تایید صلاحیت او، می‌تواند به این نکته اشاره کند که به عنوان منتخب "24 میلیون نفر" از آحاد ملت ایران، حق دارد که در انتخابات ریاست جمهوری، کاندیدایی داشته باشد؛ چرا که او به هر حال نماینده بخش عظیمی از جامعه ایران است و رد شدن صلاحیت کاندیدای مد نظر او، عین محروم ماندن آن بخش عظیم از نماینده مطالبات سیاسی و اقتصادی خودشان در انتخابات آتی است.
علاوه بر این، کنارکشیدن رحیمی و جوانفکر، این پیام را هم برای نظام و شورای نگهبان در بر دارد که آقای رئیس جمهور همه تخم مرغ‌هایش را در سبد مشایی قرار داده است. یعنی احمدی‌نژاد در این انتخابات فقط با مشایی حاضر است در بازی شرکت کند.
تک‌کاندیدایی بودن احمدی‌نژاد در این انتخابات، منطقاً می‌تواند حاوی این پیام هم باشد که اگر مشایی صلاحیت ریاست‌جمهوری را ندارد، احمدی‌نژاد هم صلاحیت برگزاری انتخابات ریاست جمهوری را ندارد چرا که "مشایی یعنی احمدی‌نژاد و احمدی‌نژاد یعنی مشایی"!

عصر ایران 25/2/92:

رئیس دبیرخانه ریاست جنبش عدم تعهد افزود: امیدواریم با فضایی که در کشور پیش خواهد آمد، خیلی از مسائل را با مردم در میان بگذاریم و از آنها پنهان نکنیم.
مشاور رئیس جمهور در توضیح این سکوت نیز اظهار داشت: فلسفه سکوت ما این است که ما از طراحی‌های آنها با خبر بودیم و می‌دانستیم که آنها قصد دارند تصویری بسیار مشوش و نادرست از ما ارائه کنند تا با برخوردهای بد و نهایاتا حذف ما، راه احمدی‌نژاد ادامه پیدا نکند.
مشایی تصریح کرد: ما سکوت کردیم و کنار رفتیم تا اصحاب دروغ و فریب و تهمت و کینه بیایند و در این میدان تاخت و تاز کنند؛ ولی در نهایت غبار بر آنها نشست و باید در پیشگاه ملت پاسخگو باشند.
رئیس دبیرخانه جنبش عدم تعهد درباره احمدی‌نژاد گفت: ما تحت مدیریت یک فرزند شجاع و برادر رشید ملت ایران هستیم؛ احمدی نژاد طلای 24 عیار است.

عصر ایران 25/2/92:

وی ادامه داد: بعد از سخنان آیت الله جنتی از ایشان وقت خواستم و گفتم که ثواب رسیدگی به اینکه چه کسی صلاحیت حضور در انتخابات را دارد و چه کسی فاقد صلاحیت‌های لازم است و بیان آن با شجاعت که فلانی حق ندارد کاندیدا باشد از انجام مستحبات و عبادات ماه رجب بیشتر است.
رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم افزود: بر اساس روایات از ائمه معصومین(ع) عبادت به کثرت کار و صورت اعمال نیست و در واقع زیادی عبادات اهمیت ندارد بلکه قصد و نیت انجام کارها مهم است که ممکن است انجام کاری در ظاهر عبادت نباشد اما چون انسان به قصد قربت آن را انجام برای او ثواب نوشته باشند.
آیت الله یزدی که با صدایی بغض کرده صحبت می‌کرد ادامه داد: امروز رهبری تنها است و دوستان نزدیکش شمشیر را از رو بستند.

الف 25/2/92:

قالیباف ادامه داد: در این شرایط جای سوال است که چه کسانی این کارنامه غیرقابل قبول و غیرقابل دفاع را امروز برای ما به ارمغان آورده اند که ما با آن دست و پنجه نرم می کنیم؟
وی تصریح کرد: سوال از آقای رفسنجانی این است که شما ۱۶ سال با قدرت و هماهنگی کامل و بدون اینکه در سر راه شما تنشی وجود داشته باشد و یا کسی قدرت مقابله و حتی انتقاد از شما را داشته باشد درقدرت بودید. ۸ سال در راس قوه مجریه و ۸ سال هم رئیس مجلس بودید. از دید من همه دولت در دست ایشان بود -چرا که جنگ دست ایشان بود و امام (ره) از ایشان حمایت می کردند- دولت آن زمان هم پارلمانی و نخست وزیری بود و مجلس وزرا و کابینه را تعیین می کرد و در راس مجلس نیز آقای هاشمی حضور داشت. ۸ سال بعد هم ایشان رئیس جمهور بوده است و مقام معظم رهبری تمام قد از ایشان حمایت می کردند به گونه ای که حمایت های معظم له از آقای هاشمی در آن زمان تاریخی است. برگردید و نشریات آن زمان را مشاهده کنید تا مشخص شود سخنانی که مقام معظم رهبری برای آقای هاشمی بیان کرده اند، حتما برای آقای احمدی نژاد نگفته اند. آن جمله ای که آقا فرمودند هیچ کس برای من مثل هاشمی نمی شود را به یاد داریم. اما با همه این حمایت ها و هماهنگی ها خروجی اجتماعی و فرهنگی که دوران اقای هاشمی داشت چه بوده است؟
قالیباف ادامه داد: امروز چه چیزی تغییر کرده که آقای رفسنجانی وارد عرصه شده اند؟ ورود آقای رفسنجانی به آن معنی است که کشور را حداقل در یک دوره چهار ساله دیگر وارد تنش های سخت و دو قطبی کرده و مردم مستضعف و محروم را مستضعف تر و محروم تر کنیم. این مسئله چه آورده دیگری برای کشور دارد؟ آقای رفسنجانی در مناظرات باید به مردم پاسخ دهند که ایشان بعد از این مدت چه کردند؟ بزرگ ترین ظلم به مردم آن است که به ۲۰ سال قبل برگردیم. اگر کارنامه ۲۰ سال قبل تا به امروز قابل دفاع بود حرفی نداشتیم اما کارنامه برای مردم مشخص است. بدون تعارف باید بگویم دولت اصلاحات زاییده دولت آقای هاشمی است. شما مطبوعات آن زمان را نگاه کنید. بسیاری از بد اخلاقی ها، بد رفتاری ها و حرف هایی که امروز گله مند آن در دولت اصولگرا هستیم، آغاز و پایه آن ها از دولت اصلاحات بود. اگر روزنامه های دهه ۷۰ را نگاه کنید و عالی جناب سرخ پوش را مورد توجه قرار دهید، شاهد خواهید بود که بد اخلاقی ها کجا بود. تا جایی که مقام معظم رهبری مجبور شدند تا در مصلی صحبت کنند که مطبوعات باید اخلاق، دیانت و حرمت را در جامعه رعایت کنند. حالا چه شده است که سیاست پیشگانی که امروز این آسیب ها را در جامعه ایجاد کردند، دوباره می خواهند همین مسایل را برای ما پیش بیاورند؟
وی تاکید کرد: امروز دولت فعلی محکم ایستاده است و می گوید ما حق هستیم. نگاه کنید ببینید چه رفتارهایی انجام می‌شود؟ هنوز این سوال برای من باقی مانده است که دولت اصلاحاتی که جامعه مدنی را دنبال می کرده است و به دنبال توسعه سیاسی بوده است با کدام منطق باید تلاش کند که بعد از ۴ سال، رئیس جمهوری که هشت سال رئیس جمهور بوده است به قدرت برگردد؟ این به میلیتاریسم بیشتر شبیه است تا به دموکراسی؛ این موضوع به اردوگاه روسیه بیشتر شبیه است تا اردوگاه غربی و هدفی که آن ها دنبال می کنند.


 
انحراف
ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

بعضی وقتها لازمه که بری بشینی پای صحبتهای عالمی یا دانشمندی یا حتی یه حدیث با ترجمه اش رو از زبون یه آدم عادی بشنوی و یهو تکون بخوری ای دل غافل، چی فکر میکردیم چی شد!! میخواستیم به کجا برسیم و الان کجاییم!! و چقدر از مسیر منحرف شدیم؟ اونوقته که باید بشینی دوباره از اول اهداف و برنامه ها و اعمالت رو ویرایش کنی و بزنی به جاده ...

×××××××××××××××××××××

سید محمد خاتمی در جمع صنعتگران (14/2/92): "من دارم فکر می‌کنم، آنچه که مهم است این است که می‌توانم خدمت کنم یا نه؟ می‌گذارند یا نه؟ با آمدنم دل‌ها از هم دورتر می‌شوند یا خیر؟ اما یک مسأله شخصی هم ذهن مرا به خود مشغول کرده است و آن این که من تا وقتی که آقایان موسوی و کروبی در حصر هستند و نیروهای ارزنده فراوانی در زندان و محدودیت آیا می‌توانم خودم را راضی کنم که در عرصه مسؤولیت اعلام آمادگی کنم؟ این به معنی عدم شرکت در انتخابات نیست، باید فردی بیاید که در همه جهات در خود احساس رضایت کند. ان شاء الله انتخابات سبب بهبود اوضاع و نزدیک شدن دل‌ها به هم باشد. و ان شاء الله با همت مردم بتوان کاری کارستان کرد."


 
تجدد
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

فیلم نیمه شب در پاریس ساخته وودی آلن را دیدم و لذت بردم. هرچند با نتیجه‌گیری و پیام فیلم چندان موافق نبودم. به نظر من نوع خوشبختی و لذت بشر در قرون و اعصار مختلف (البته الان باید گفت دهه‌های مختلف!!) در حال تغییر است و مردم خوشبختی و شادی را در سبکهای متفاوت زندگی جستجو میکنند. برای جوان امروزی زندگی بدون رایانه و گوشی همراه بی معنی و نشدنی است. کما اینکه حدود چهل سال پیش نسل اول لوازم خانگی مثل یخچال، لباسشویی، اتو و ... تغییری شگرف در زندگیها بوجود آورده بود.

شاید الان تصور زندگی بدون برق و آب و گاز لوله‌کشی بسیار سخت باشد. اما تا قبل از راه اندازی اولین نیروگاه تولید برق در تهران در سال 1284 توسط محمدحسین امین‌الضرب، یا ایجاد لوله‌کشی آب در بیرجند در سال 1302 توسط بنگاه مستقل خیریه آبلوله بیرجند (اولین شبکه آبرسانی رسمی تهران در سال 1330 اجرایی شد) یا ورود گاز به خانه‌های تهرانیها حدود سال 1365، شیوه زندگی مردم جور دیگری بود. قناتها، آب انبارها، نهرها، چراغهای پیه‌سوز و نفت‌سوز، تأمین‌کننده نیازهای مردم بودند.

قدر مسلم این است که هیاهو و سرعت سرسام‌آور زندگی امروزه در برخی افراد وازدگی ایجاد می‌کند. این آدمها بدنبال دنیای بدون سروصدا وآرام هستند. در همین شهر درندشت و کلان تهران، یافتن مکان و زمانی که در آن سروصدای ماشینها و موتورها و ابزار مکانیکی را نشنوی سخت و دشوار است، هرچند شدنی است! 45 سال است شهرهای بزرگ در ایران بدون صدای خودرو معنا ندارد!!! اوج آن صدای وحشتناک غرش موتورسیکلتها است که جوانان صرفا جهت تفریح مسبب آن هستند.

×××××××××××××××××

ایام نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری بهترین وقت برای شناخت بیشتر افراد و آدمها و دیدن دم خروسی است که در سالهای قبل وجود خارجی نداشت. اول اینکه بسیاری احساس تکلیف می‌کنند تا مردم را از نکبت فقر و آلودگی و عدم امنیت خارج کنند و به رفاه و ثروت و بهشت رهنمون سازند!! البته با توجه به سبقه دینی نظام و دولتها و اجتماع و آدمها طبیعتاً چیزی که فراوان از آن تنها سخن گفته میشود اسلام و مسلمانی است. همه محتملین کاندیداتوری در برخورد با مردم و خبرنگاران و دانشجویان ناگهان چهره عوض کرده و چنان از حقوق سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آنان دم میزنند و از بدبختی و تیره‌روزیشان می‌گریند که گویی تاکنون نه می‌دیدند و نه می‌شنیدند!!

اما نکته دوم و مهم در این احساس تکلیف، بداخلاقیها، تهمتها، زیراب زدنها، دروغها و کلاً به لجن کشیدن دیگران به خاطر خوش درخشیدن و بالا بردن خود است. امان از خودبینی و خودرأیی!