اسفند
ساعت ۱:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

ماه اسفند مثل همه چیزهای زندگی که به مرور و با بزرگتر شدن تغییر میکند و دچار دگردیسی می‌شود، دچار این تحول شده و دیگر برایم مزه گذشته را ندارد. اسفند و فروردین در دوران کودکی و نوجوانی حال و هوای تعطیلی 15 تا 20 روزه مدرسه‌ها و عیدیهایی که مختص خودم بود (با پول همین عیدیها برای خودم ضبط صوت و بعدها ویدئو خریدم) و برنامه‌های شاد و کارتونهای تلویزیون داشت. در اوایل دوران جوانی تعطیلی یک ماهه دانشگاه و فیلمهای متنوع تلویزیون و اواخر آن پررنگ شدن بازدیدهای نوروزی بدلیل تأهل و ویژه‌نامه‌های پر و پیمان روزنامه‌ها و شاید مسافرت.

اما بعد از سفر خانه خدای سال گذشته، امسال در پایان سی و پنج سالگی حس می‌کنم دلخوشی اسفندی به خصوصی ندارم. انگار نه انگار که سالی میرود و سالی دگر می‌آید و همه شادند!؟ نه بویی، نه رنگی، نه نسیم دلنوازی. اکنون بیشتر نگاهم به باقیمانده عمر است و این حسرت که جوانی در غفلت گذشت و از این نمد کلاهی برای خود ندوختم. در مجموع این حس و حال باعث میشود تحمل فشار کار پایان سال حسابی سخت و طاقت‌فرسا شود و علیرغم میل باطنی بیزاری از این ماه به اوج برسد!! البته تغییر و تحول در این رویه و حس کار چندان مشکلی نیست و کاملا به خودم بستگی دارد.
یا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الی احسن الحال

---------------------------------

به شدت در زندگی روزمره‌مان در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دچار دوگانگی و دورویی هستیم و آنرا به فرزندان خود منتقل می‌کنیم و انتظار داریم آنها مثل خودمان نشوند و آدم حسابی شوند. غافل از اینکه سود و پول در اینگونه زیستن است و اینگونه زیستن در پوست و خونمان نفوذ کرده و عادتمان شده است. مثلاً سالهای سال در گوشمان خواندند حق وتوی سازمان ملل بد است و ساخته استکبار است و برای استعمار ملتهاست، اما در مواجهه با خبر وتوی قطعنامه سازمان ملل بر علیه سوریه توسط  روسیه و چین چنان برخورد شد و خبرش چنان با مسرت و شعف پخش شد که انگار نه انگار که حق وتو بد است و ساخته قدرتهاست!! مثال از این دست فراوان است اما کو وقت و فرصت آنهم این موقع سال؟؟