تجدد
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

فیلم نیمه شب در پاریس ساخته وودی آلن را دیدم و لذت بردم. هرچند با نتیجه‌گیری و پیام فیلم چندان موافق نبودم. به نظر من نوع خوشبختی و لذت بشر در قرون و اعصار مختلف (البته الان باید گفت دهه‌های مختلف!!) در حال تغییر است و مردم خوشبختی و شادی را در سبکهای متفاوت زندگی جستجو میکنند. برای جوان امروزی زندگی بدون رایانه و گوشی همراه بی معنی و نشدنی است. کما اینکه حدود چهل سال پیش نسل اول لوازم خانگی مثل یخچال، لباسشویی، اتو و ... تغییری شگرف در زندگیها بوجود آورده بود.

شاید الان تصور زندگی بدون برق و آب و گاز لوله‌کشی بسیار سخت باشد. اما تا قبل از راه اندازی اولین نیروگاه تولید برق در تهران در سال 1284 توسط محمدحسین امین‌الضرب، یا ایجاد لوله‌کشی آب در بیرجند در سال 1302 توسط بنگاه مستقل خیریه آبلوله بیرجند (اولین شبکه آبرسانی رسمی تهران در سال 1330 اجرایی شد) یا ورود گاز به خانه‌های تهرانیها حدود سال 1365، شیوه زندگی مردم جور دیگری بود. قناتها، آب انبارها، نهرها، چراغهای پیه‌سوز و نفت‌سوز، تأمین‌کننده نیازهای مردم بودند.

قدر مسلم این است که هیاهو و سرعت سرسام‌آور زندگی امروزه در برخی افراد وازدگی ایجاد می‌کند. این آدمها بدنبال دنیای بدون سروصدا وآرام هستند. در همین شهر درندشت و کلان تهران، یافتن مکان و زمانی که در آن سروصدای ماشینها و موتورها و ابزار مکانیکی را نشنوی سخت و دشوار است، هرچند شدنی است! 45 سال است شهرهای بزرگ در ایران بدون صدای خودرو معنا ندارد!!! اوج آن صدای وحشتناک غرش موتورسیکلتها است که جوانان صرفا جهت تفریح مسبب آن هستند.

×××××××××××××××××

ایام نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری بهترین وقت برای شناخت بیشتر افراد و آدمها و دیدن دم خروسی است که در سالهای قبل وجود خارجی نداشت. اول اینکه بسیاری احساس تکلیف می‌کنند تا مردم را از نکبت فقر و آلودگی و عدم امنیت خارج کنند و به رفاه و ثروت و بهشت رهنمون سازند!! البته با توجه به سبقه دینی نظام و دولتها و اجتماع و آدمها طبیعتاً چیزی که فراوان از آن تنها سخن گفته میشود اسلام و مسلمانی است. همه محتملین کاندیداتوری در برخورد با مردم و خبرنگاران و دانشجویان ناگهان چهره عوض کرده و چنان از حقوق سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آنان دم میزنند و از بدبختی و تیره‌روزیشان می‌گریند که گویی تاکنون نه می‌دیدند و نه می‌شنیدند!!

اما نکته دوم و مهم در این احساس تکلیف، بداخلاقیها، تهمتها، زیراب زدنها، دروغها و کلاً به لجن کشیدن دیگران به خاطر خوش درخشیدن و بالا بردن خود است. امان از خودبینی و خودرأیی!