هفتمین انتخاب
ساعت ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی:

یکی از مهمترین ویژگیهای ناپسند بشر نگاه نکردن و عبرت نیاموزی!! از گذشته است. اینهمه آیه و روایت و مثل و پند وجود دارد که بر لزوم مطالعه تاریخ و مشاهده سرگذشت پیشینیان جهت تکرار نشدن اشتباهات تأکید دارد، اما دریغ از گوش شنوا! تاریخ خوانی ما هم فقط برای تخریب و تحریف و بالابردن جایگاه فکری و نظری خودمان است و لاغیر!

مثلا همین انتخابات ریاست جمهوری یازدهم! عزیزان دل اصولگرا کمر همت محکم بسته‌اند که به میدان تکلیف و خدمت بیایند و بعد از شستن و تطهیر اوضاع ایرانی بهتر و آبادتر بسازند!!! این احساس وظیفه نورس و تازه بوجود آمده آنقدر سفت و محکم است که توافقات و قولها و قرارهای اولیه را براحتی می‌شکند و باطل می‌کند. سه نفر از آقایان در فاصله 4 روز تا انتخابات بعد از سه چهار ماه هنوز به توافقی دست نیافته‌اند (البته هنوز فرصت باقی است) و هرکدام بدنبال راه خویش است. حتی میان نامزدان عزیزی که مشابهات فکری بیشتری با هم دارند نیز با رایزنی و بده بستانهای سیاسی می‌شود ائتلافهای قدرتمندی بوجود آورد و شانس پیروزی در انتخابات را بیشتر کرد.

اگر رقابت اصلی را بین سه گروه و طیف عمده فرض کنیم، آقای جلیلی با توجه به رأی گروهی ثابت یک رأس این مثلث است. در رأس دیگر آقایان روحانی و عارف قرار دارند که اگر با هم کنار بیایند و ائتلاف کنند وزن و ثقل رأس خود را بالا میبرند و به نظر من براحتی به دور دوم میروند. برخی اخبار حاکی از آن است که بزودی این اتفاق می‌افتد و برخی دیگر آن را محال میدانند! در رأس سوم نیز آقایان قالیباف و رضایی قرار دارند که اگر ائتلاف کنند و آرایشان جمع شود آنها نیز براحتی به دور دوم میروند. نمیدانم با اینهمه قرابت فکری و همسوییهایی که مخصوصا در این دو سه هفته دیدیم (علیرغم تفاوتها و اختلافات اندک) چرا این دو با هم دولت ائتلافی قوی و مستحکم تشکیل نمی‌دهند و درصد شانس پیروزی خود را دو برابرنمی‌کنند؟ دم زدن آقایان از مردم و اسلام و انقلاب را باور کنیم یا اینگونه خودرأیی و خودخواهی مفرط در جهت تفرق آرای خود را؟؟

خلاصه اینکه رأس اول که رأیش از دو رأس دیگر (به شرط ائتلاف) کمتر است، منتظر تشتت و عدم اتحاد آقایان است تا براحتی از پخش شدن آراء نهایت استفاده را ببرد و براحتی به دور دوم رفته و نهایتا با کمک ابر و باد و مه و خورشید و فلک!!! پیروز انتخابات لقب بگیرد و آنوقت دیگران دوباه انگشت حیرت به دندان بگزند که چرا اینطور شد و چه باید می‌کردیم که اینچنین نشود و ...

امیدوارم در این چهار روز باقیمانده منطق و تعقل جای احساس و هیجان را بگیرد و کشور از مسیر انحطاط و نابودی به مسیر پیشرفت و آبادانی بازگردد.