روزه و سفر و بیماری و سایر قضایا ....
ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: کبد چرب

یکی از روایتهایی که بارها و بارها در این عمر دراز و طولانی پای منابر علما شنیدم اینه که چند چیز را قبل از چند چیز غنیمت شمرید و یکیش که شاید از همه مهمتر باشد سلامتی قبل از بیماری است. واقعا فقط و فقط بهنگام بیماری است که قدر و منزلت صحت و سلامت شناخته میشود و لاغیر!!

پارسال ماه رمضان که چهار روز روزه را پیچاندیم و بهمراه خانواده همسر به بابلسر رفتیم، بعد از دو سه ماه انگشت پدر همسر به قاعده 15میلیمتر ماند لای پرس و آسیب دید. ایشان هم گفتند که این حادثه تاوان سفر تفریحی در ماه مبارک رمضان است. امسال هم از همان اول گفتند که من نیستم و روی من حساب نکنید!! بالاخره هر طور بود بدون ایشان برنامه سفر را ریختیم و به خوبی و خوشی رفتیم و برگشتیم! همش هم منتظر بودم که بلایی سرمون بیاد که البته در اون مقطع سفر نیامد و اوس کریم حسابی حال داد! ولی مصیبت اصلی برای من از چند روز بعد از سفر شروع شد و بی حس و حالی و سردرد و حالت تهوع و ..... که البته تا برسیم به دکترهای متخصص و آزمایش کنند و سونو و بالاخره بفمند چه‌مان است حسابی با مریضی دست و پنجه نرم کردیم و مردیم و زنده شدیم!! آخرش هم دکتر گفت کبدت مشکل پیدا کرده و باید خودش خوب بشه و دارویی در کار نیست و این یعنی ادامه بیماری برای چند روز دیگر تا بعد از حدود دو هفته کم کم به حالت طبیعی برگشتم و زندگی رو به شیرینی رفت!! آزمایش بعدی هم رضایت بخش بود و نهایتا دکتر گفت دچار حمله ویروسی گذرا شدی که احتمالا مسببش یک نوع دارو یا غذا بوده است!!

خلاصه این هم از دومین سفر در ماه مبارک رمضان و عواقب بعدی آن. الان هم شرط کردم اگر سال بعد زنده بودم مثل بچه آدم در تهران بمانم و روزه بگیرم و توشه آخرت بیندوزم نه اینکه ........... استغفرالله

...............................

یک وقتایی لازمه بزنی تو گوش اونی که از بس خودش رو زده به خواب واقعا خوابش برده و اصلا نمیفهمه دور و برش چه خبره!!! نامه استاد زیباکلام به آقایون مهدوی کنی و مکارم رو خوندم و لذت بردم. این دقیقا مصداق همون چک بود که هم زمانش مناسب بود و هم مکانش!! امیدوارم باعث بیداری و تنبه همه به خواب رفتگان و فراموش شدگان بشه! آمین!