زندگی
ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩۳   کلمات کلیدی:

مدیریت زندگی یکی از مهمترین اموریست که باید در کمال منطق و نظم بدان پرداخت و دمی از آن غافل نشد. کاری که در ایام امتحانات آخر ترم (دی و خرداد) بشدت نشدنی است!! البته ماههای دیگر هم چندان تفاوتی با این دو ماه ندارند. حجم کتابهای خوانده نشده! تفریحات درون شهری انجام نشده! سفرهای مجردی رفته نشده! امور شخصی به تعویق افتاده! و نهایتا درسهایی که قرار گذاشتی که در طول ترم بخوانی و نشده! حالا شکایتهای مادر و همسر و بچه‌ها هم سرجای خود! در این بین بیشتر دلم برای پسر بزرگ میسوزد که قرار بود هفته ای یکبار با هم به استخر برویم و نمیشود و به همان مجله ماشین و بازیهای کوچک خانگی رضایت میدهد.

حالا در این اوضاع شلوغ پلوغ، امتحانات و جام جهانی و گرما با هم شروع شده و ترن زندگی تو قسمت شیبدارش با سرعت در حال حرکت است و اینچنین جیغ مرا درآورده است.

خب تو همچین وضعی وسط نیمه شعبان غافلگیرکننده و بی حواسی روز جمعه، خوردن یک مشت گیلاس پرتم میکند توی فضا و میبردم به حس و حال خوش همه آن چیزها، جاها و آدمهایی که از بچگی تاکنون دوستشان داشتم و لذت زندگیم بوده‌اند!! باورم نمیشد که دلم برای رسیدن به این حس خوب چه بهانه کوچکی نیاز داشت! خدایا این خوشیها را از من نگیر .....