گرمابه عمومی

یکبار که مثل همیشه از کوچه‌ای رد میشدم و حواسم نبود چشمم خورد به حمام قدیم محل. تعجب کردم که علیرغم تعطیلی هنوز برپاست و جایش را به این آپارتمانهای زشت و بی‌قواره نداده است. یکهو از روی موتور رفتم به 25 سال پیش. آن سالهایی که با پدرم به حمام عمومی می‌رفتیم و آداب شست و شوی روز جمعه فصلهای سرد سال را بجا می‌آوردیم! محوطه بخارآلود و ردیف دوشهای ته گرمابه و دلاکی که با لیف کف‌آلود می‌کرد و با کیسه می‌افتاد به جان مردها و من چه کیفی می‌کردم از نگاه کردن این پروسه تکراری. تنها شرم من از حضور در حمام عمومی پوشیدن شورت به مقتضای سن بجای بستن لنگ بود که حس بچگی داشت. ضمنا وقتی آب قطع می‌شد، اهل محل به حمام مراجعه می‌کردند و از دبه‌هایشان را از آب آنجا پر می‌کردند و من مدتها متعجب بودم که چرا حمام آب دارد؟! با سپری شدن سالهای سرد و برفهای چند متری تهران و گرمتر شدن هوا حمام رفتن هم کم شد و نهایتا قطع شد و تنها در خاطرات نسل من ماند و نسل جدید در مکانهای باستانی تنها رؤیت می کند. اما مشاهده کجا و لمس واقعیت و حس حمام کجا؟؟؟

........................................

انتخابات هم برگزار شد و تقریبا همه اتفاقات را میشد براحتی از قبل پیش بینی کرد. اصولا از دید برخی وقتی پای حفظ نظام در میان باشد میشود دست به هر کاری زد. یعنی هدف وسیله را توجیه می‌کند. (شاهد این جمله را بارها و بارها در این 15 سال دیده‌ایم) لذا پیش بینی آرای بالای 60 درصد کار چندان سختی نبود. ولی وای از روزی که همه پرده‌ها فرو افتد ......

/ 1 نظر / 28 بازدید
مهدی آنتی گرین

به نام خدا از تمام آزادیخواهان جهان در خواست میکنم با ثبت امضاء به کمپین" موسوی را اعدام کنید " بپیوندن. کاسه صبر امت اسلامی ایران لب ریز شده است.با خیره سری های مداوم موسوی متوهم و کروبی جاهل این صبر ممدوح در حال حاظر به صبر مشمئز کننده تبدیل شده است.از قوه محترم قضائیه میخواهیم هرچه سریعتر از این مصلحت بی مورد عبور کند و این دو پیاده نظام (صهیونیزمی-امریکایی-انگلیسی)را به پای میز محاکمه بکشانند چرا که پرونده ی جنایات این شکست خورده های سیاسی مثنوی هفتاد من است.کوتاهی در این مرحله خیانت به انقلاب - اسلام - آرمانهای امام راحل (رحمة الله علیه) و خون مقدس شهداست.