ورزش

وبلاگ‌نویسی در موضوعات متنوع حس و حال ویژه‌ای می‌طلبد که همیشه و در هر موقعیتی بدست نمی‌آید. مطمئنا برخی دوستان که دائما ترنمات ذهن خود را قلمی (صفحه کلیدی) می‌کنند حتی بر اساس برنامه مدون و جامع، از برخی تفریحات و خوشیهای دیگر زندگیشان می‌کاهند و بر آن بخش می‌افزایند. خلاصه اینکه موضوعات فراوانند و متنوع ولی کو حس و وقت نوشتن؟ فقط از میان این موضوعات سیاسیهایش از فکر و ذهن بیرون می‌پرند و طاقت ماندن ندارند!! ولی اینبار چند کلمه درمورد ورزش:

در اینکه سیستم ورزشی کشور بیمار است شکی نیست. پولی از بیت‌المال بصورت مستقیم یا غیر مستقیم به بر سر سفره دولتی ورزش گذاشته می‌شود و هر کسی به فراخور رشته و قدرت چانه زنی از ان ارتزاق می‌کند. جالب اینجاست اینقدر که در این سیستم جنگ و جدل وجود دارد در سیستمهای اروپایی مبتنی بر سرمایه‌گذاری رسمی بازار بورس و سهامداران خرد و کلان وجود ندارد. بعبارت دیگر انتظار میرود ورزشکاران ایرانی که صد در صد روزیشان از جیب مردم و دلاهای نفتی تامین میشود قدرشناس بوده و با تمام توان و بدون حاشیه در جهت تامین منافع تیم باشگاهی و ملی گام بردارند اما مطالعه روزنامه‌های و به تازگی صدا و سیما نشان می‌دهد دست‌اندرکاران ورزش به تنها چیزی که اهمیت نمی‌دهند رفتار حرفه‌ای و احترام به مردم، تیم و هم‌تیمیهایشان است.

حسابی حال کردم از سه برد پیاپی و معجزه‌گونه تیم ملی فوتبال با دروازه‌بانی بنام رحمان احمدی و بدون حضور مهدی رحمتی! واقعا آرزو داشتم که اینگونه شود تا این بازیکن بداند تیم ملی جای ناز و ادا و کرشمه نیست! اینکه مربی بعد از فلان گلی که خوردم و فلان اشتباهی که کردم سر من داد زد که نشد حرف!! تیم ملی نیازمند کسانی است که از جان مایه می‌گذارند و در بازیهای ملی به دنبال منافع شخصی نیستند.

ضمنا بعد از مدتها جمعه شب (دیشب) تا ساعت یک بیداربودم و پیروزی تیم ملی والیبال ایران برابر ایتالیا را دیدم. بازی آخر هیجان و استرس بود و نهایتا کلی شادی و سرور برایم به ارمغان آورد. بچه‌ها دست مریزاد!!

/ 5 نظر / 17 بازدید
مشارق

با عرض سلام و ادب با یک نگاه سریعی که به وبلاگ جنابعالی داشتم شما را به عنوان یک به اصطلاح اصلاح طلب ارزیابی کردم، لکن لازم دیدم به عنوان یک انسان دردمند ، نکاتی چند را با شما در میان بگذارم، اگر با یک نگاه خالی از تعصب و به دور از تحجر و ارتجاع به تاریخ سی ساله کشور عزیزمان با آن مردمان پیچیده اش نگاهی بیندازی ، و بخواهی کسی را به عنوان نماد تغییر و اصلاح طلبی به معنای حقیقی اش معرفی کنی بی شک آن شخص کسی نخواهد بود جز احمدی نژاد...... احمدی نژاد کسی بود که با آمدنش دیگر اجازه نصب تصاویر رئیس جمهور را در ادارات نداد، بر خلاف هاشمی که زمان ریاست جمهوری اش تصویرش حتی در قوه قضاییه نصب بود! احمدی نژاد ،تنها کسی است که ، در این مملکت جرات دارید به او فحش بدهید و با شما برخورد نشود برخلاف هاشمی که کوچکترین انتقاد به او موجب بستن رسانه ها می شد چه کسانی جز احمدی نژاد و یارانش، با نهادهای سنتی قدرت همچون قوه قضاییه ، حوزه علمیه ،سپاه پاسداران و .... در افتادند؟ چه کسی خواهان بازدید از اوین شد؟ چه کسی جز احمدی نژاد ، با اقتصاد بازار گرا درگیر شد و سعی در مردم گرا کردن آن کرد؟ چه کسی جز احمدی نژاد حلقه بسته شبکه م

مشارق

ادامه کامنت قبل: چه کسی جز احمدی نژاد حلقه بسته شبکه مدیریتی رو شکست؟ وقتی حمایت تمام قد اصلاح طلبای حزبی رو از علی مطهری ای که عاشق گشت ارشاد و جمع کردن ماهواره هاست ،مشاهده می کنم(راستی احتمالا بدونی علی مطهری یکی از گزینه های احتمالی وزارت ارشاد آقای روحانیه) ، دوست دارم از ته دل فریاد بزنم اصلاح طلب واقعی احمدی نژاده.....

تویتت

حاجی بند اول خوب ترکوندی راستیتش من دیگه کمتر آپم. به دو دلیل مشعله درسی و کاری و مشغله زندگی که تازه قاتی مرغستون شدیم. تبریک بردهای تیم ملی نفتی را هم پذیرا باشید لطفا

مشارق

یه نکته مونده بود دستبوسی حسن روحانی از مراجع باز هم به همه نشون داد اصلاح طلب واقعی احمدی نژاده.... وقتی پسر آقای فاضل لنکرانی میگه : خوشبختانه بعد هشت سال جدایی ، کشور دوباره افتاد دست آخوندا !، دیگه وقت فهمیدن این نکته است که نماد تغییر تو این مملکت احمدی نژاده......

یاس

عاشقم؛بابی کسی سرمیکنم این روزھا مینشینم یاد دلبرمیکنم این روزھا دلبری نادیدہ دارم؛جان خود راچون اویس باشمیم اومعطرمیکنم این روزھا یادعای عهد میخانم که محبوبش شوم یادعای ندبه از برمیکنم این روزھا خلق گویند نزدیک است ایام ظهور بی قرارم؛زودباور میکنم این روزھا اللهم عجل لولیک الفرج